سید قدرت اله حسینی

سلام مادر ! سلام ننه علی ! سلام اسطوره مهربانی !

سلام مادر ! سلام ننه علی ! سلام اسطوره مهربانی !

دیروز خبر آمد که بالأخره پیش فرزند شهیدت رفتی ؛ نه این که از او دور بوده باشی و حالا به او برسی ، نه! تو در تمام سال هایی که پسرت آسمانی شده بود ، در زمین ، کنارش بودی و ماندی و خانه که چه بگویم ، کلبه ات را در کنار آرامگاه شهیدت بنا کردی و شب و روزت را در کنار جوان شهیدت به سر کردی تا تجسمی از مهرمادری باشی در روزگاری که مهربانی ها به حراج روزمرگی ها رفته و رو به افسانه شدن گذاشته اند.

نمی دانم در آن شب های سرد زمستانی و در آن روزهای داغ بهشت زهرای تهران ، با "قربانعلی" ات چه نجواها کرده ای و در میانه اشک های مادرانه ات با او چه ها گفته ای.
این را نیز نمی دانم حالا که به وصال فرزند دلبندت رسیده ای و بعد از سال ها که سنگ قبر او را بغل می کردی ، اینک خودش را در آغوش گرفته ای ، به او چه ها خواهی گفت و داغ غربت سالیانت را چگونه برایش روایت خواهی کرد ؛ نباید هم بدانم ؛ حرف های مادری و فرزندی ، رازهایی دوست داشتنی بین خودشان است و بس!

اما ننه علی ! تو را به آن سال های فراق و به آن قرآن  درشت خطی که بارها در کلبه ات ختمش کردی ، قسمت می دهم هر چه به شهیدت می گویی بگو ، اما حال و روز ایرانی که علی تو و علی های دیگر برایش فدا شدند را برایش باز مگو! بگذار روحشان آزرده نشود.

ننه علی

به پسرت نگو که او و همرزمانش هر چه رشته کرده بودند را عده ای دارند به اسم همان شهیدان پنبه می کنند! نگذار خبر دار شود که عده ای با اسم ارزش ها ،چنان به جان بیت المال افتاده اند و آن را چنان با حرص و ولع می بلعند که جهانی انگشت حیرت به دهان گرفته است و تازه کلی هم طلبکار هستند و قیافه هایشان حق بجانب! نگو که چنان دارند جوانان را از اسلام عزیز می رانند و بدان بدبین می کنند که میسونرهای مسیحی هم نتوانستند چنین کنند؟

چه نیازی هست اوقات قربانعلی را تلخ کنی و به او بگویی که با یاران انقلاب چه ها که نکرده اند؟! احتیاجی هم نیست درباره تازه به دوران رسیده هایی که حتی خدا را هم بنده نیستند به او چیزی بگویی. ناراحتش نکن ننه علی!

 نگذار فرزندت بفهمد که هنوز که هنوز است ، خیلی ها در سرزمینش می میرند ، فقط به خاطر این که یک مشت اسکناس ندارند. هنوز کودکان معصوم سرزمینش ، تا نیمه شب در چهار راه ها فال و گل مریم می فروشند و در حسرت یک جفت دستکش قرمز رنگ اند تا نوک انگشتانشان از فرط سرما کرخت نشود. نگذار متوجه بشود که زنان و دختران زیادی تن می فروشند و نان می خرند؛ به غیرت پسر برومندت بر می خورد.

ننه علی

مادر جان! بی خیال این باش که به علی ات بگویی مردمی که برای رفاه شان جنگیده ، برای دادن نامه درخواست چندرغاز مساعده ، مجبورند کیلومترها پشت ماشین رؤسا بدوند و نفس نفس زنان ، نامه را به داخل ماشین شان بیندازند و بعد هم چشم به در بدوزند که جواب نامه شان کی خواهد آمد؟
تو را به خدا نگو جوان هایی مانند علی ات که روزگاری شاه بیرون می کردند و دماغ صدام بر خاک می مالیدند ، کرور کرور گرفتار تریاک و هروئین و کراک و شیشه و اکس و کوفت و زهرمار شده اند تا روزگارشان بین نئشگی و خماری بگذرد.

مهربان مادر! چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت ، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن بر روی یک صندلی چه کار ها که نمی کنند و چه تهمت ها و انگ ها که نثار خلق الله نمی کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش هایی که علی ات به قربان آنها رفته ، چه دکان هایی علم شده است؟ چه کار داری از آزادی و ... .

اصلاً از آب و هوا برایش بگو ... نه! این را هم نگو! علی و یاران شهیدش حتماً ناراحت می شوند اگر بدانند مردمشان با هر دم و بازدمی ، کلی سرب و دی اکسید کربن و ذرات معلق و ... تنفس می کنند؛نگو که مبادا یاد خاطرات بمباران شیمیایی زمان جنگ بیفتند و خاطر نازنینشان آزرده شود.

ننه علی! مادر اسطوره ای سرزمین مادری من! اصلاً از ما و از کارهایمان هیچ به علی نگو! دلش می شکند،بگذار روحش آسوده باشد.نگذار حلاوت دیدار مادر با تلخی کارهای ما کم رمق شود... .

کلبه ننه علی

آه ...! چه می گویم من ننه علی! لابد داری شماتتم می کنی که "پسر! مگر یادت رفته که شهیدان زنده اند و می بییند و می شنوند و اصلاً شهید نامیده شده اند چون شاهد مایند." و ادامه می دهی: "فکر می کنی اگر من هیچ نگویم این ها هم هیچ نخواهند دانست؟"

راست می گویی ننه علی! بر من ببخش! نگرانم، نگران علی های دیگر این ملک و فرزندان شان. می ترسم کاسه صبر شهیدان به سر آید و شکایت مان را بی هیچ گذشتی نزد خدا ببرند که "خدایا ببین! ما رفتیم و عزیزترین متاع مان که جانمان است را برای دین و میهن و ناموس این ها دادیم و به خون خود غلتیدیم و حال اینان به اسم ما چه ها که نمی کنند و چه مفسده ها که به نام مصلحت مرتکب نمی شوند و چه آبرویی که از دین خودت نمی برند؟خدایا! به عذابی سخت گرفتارشان کن و تاوان خون سرخ مان را از ایشان بگیر که سخت آن را هدر دادند."

راستی ننه علی ! فردای قیامت که علی تو و شهیدان دیگر چشم در چشم ما دوختند و گفتند: "بعد از ما چه کردید؟" چه خواهیم گفت؟ اصلاًچه داریم که بگوییم؟  بگوییم که بعد از شما افتادیم به جان هم ؛ هزار گروه شدیم و هزار کیسه دوختیم و هزار بیراهه رفتیم و کلاً یادمان رفت که حتی نفس کشیدن هایمان را هم مدیون کسانی هستیم که به خاطر ما از نفس افتاده اند و شد آنچه نباید می شد؟!

خوش به حالت ننه علی! و خوش به حالتان شهدا که رفتید و این روزهای تلخ را ندیدید!
آدم حتی رویش نمی شود که بگوید : شهیدان شفاعت مان کنید!


نوشته شده توسط ناشناس در جمعه پنجم اسفند 1390 ساعت 19:58 | لينک ثابت |

فرماندار گچساران

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز 

می خواستم چند کلمه در مورد فرماندار گچساران جناب مهندس سید اکبر علیزاده 

باور کنید تا چند وقت پیش من زیاد ایشون رو نمیشناختم چون کاری هم باهاش نداشتم اما خدا وکیلی تا با اینشون برخورد نداشتید در موردش قضاوت نکنین به خدا اون دنیا باید جوابگو باشین 

من واقعا تعجب میکنم چرا وقتی کسی رو نمیشناسید درموردش قضاوت می کنین این انصاف نیست


نوشته شده توسط ناشناس در جمعه پنجم اسفند 1390 ساعت 18:52 | لينک ثابت |

پایی که جا ماند

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

این مطلبی که الان می خوام براتون بگم هیچ ربطی به انتخابات نداره .چند روز پیش وقتی در گی کارهای روزمره خودم بودم و داشتم تو اینترنت کار هام رو انجام می دادم متوجه کتاب پایی که جا ماند شدم شنیده بودم این کتاب نوشته جانباز و آزاده عزیز سید ناصر حسینی پور که من شخصا خودم خیلی دوسش دارم بوده وقتی دنبال این قضیه رو گرفتم فهمیدم که این کتاب هنوز بیرون نیومده و به دست عموم نرسیده خیلی پیگیر شدم تا اینه یه روز وقتی رفتم خونه دیدم رو میز تحریره بابام گذاشته خیلی خوشحال شدم و بالافاصله رفتم سراغه کتاب و شروع به خوندنش کردم وقتی کتاب رو می خوندم احساس می کردم من هم اونجا بودم وتوی اون اسارت بوم تمامه کلمات کتاب مثل اینکه خیلی برام اشنا بود هر وقت که از سره کار بر میگشتم بالافاصله می رفتم سراغه کتاب و می خوندمش و اینم بگم که من تو اتاقه استراحتم یه سری مشکلات داشتم که مجبور بودم از ساعت 10 شب به بعد با نور موبایلم کتاب بخونم و تا ساعت های حدود 2 و 3 کتاب رو می خوندم واقعا هر صفحه و هر روزه اون کتاب برام جالب و شیرین بود طوری که یه وقت های از نوشته ها رو میخوندم گریه ام میگرفت و یه جاهای هم خنده ام میگرفت خیلی جالب بودم برام کتاب رو حدود 4 روز با این همه مشکلات کاری که داشتم تونستم تو این مدت کم بخونمش و دوست داشتم از همین دسته این نویسنده بزرگ رو ببوسم و بهش احسنت بگم بابته این کتابه خوب و با محتواش و به همه شما عزیزان پیشنهاد می دم حتما برای یکبار هم که شده این کتاب رو بخونین چون می دونم هر کسی صفحه اولش رو که بخونه تا صفحه اخر دست بردار نیست امیدوارم سید ناصر عزیز هر جا که هستی در پناه امام زمان (عج) و دوستان شهیدت موفق و سر بلند باشی 


نوشته شده توسط ناشناس در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 18:56 | لينک ثابت |

روشن گری هفته نامه 9 دی درباره غلام تاجگردون

گزارش ویژه ۹دی / شريك «فتنه» و «رفيق انحراف»، در راه مجلس؛

ضلع پنهان کلوپ‌ « زر و زور» خود را مهره سفيد جا مي‌زند

گروه سیاسی 9 دی: شورای محترم نگهبان این گزارش را جدی بگیرد. یكي از مهره‌هاي به اصطلاح سفيد اصلاح‌طلبان، با سياست تفرقه‌افكني در بين داوطلبان اصولگراي حوزه انتخابيه خود، تلاش گسترده‌اي براي ورود به خانه ملت دارد.
تاكنون از افرادي چون محمد شريف ملك زاده- مشاور سابق جاسبي و معاون بعدي اسفنديار رحيم مشائي و حميد بقائي- و نيز مهدي جهانگيري – برادر اسحاق جهانگيري و رئيس شركت سرمايه‌گذاري ميراث فرهنگي و گردشگري- به عنوان پل‌هاي ارتباطي جريان اصلاحات و جريان فتنه ياد شده است. اما مهره به اصطلاح سفيد، پلي مستحكم‌تر از ملك‌زاده و جهانگيري براي پيوندهاي پنهان جريان فتنه و جريان انحرافي است. وي كه از حاميان فتنه 88 بود، ارتباطات قابل توجهي هم با ساكتين فتنه دارد. گو اينكه براي حضور در قدرت، مرزي در صف بندي‌هاي سياسي نمي‌شناسد! وي در حالي سعي دارد ردپاي خود را در تحصن فتنه‌گران در مجلس ششم و نيز فتنه 88 پنهان نگه دارد كه چند تن از دوستانش در ماجراي فساد سه هزار ميلياردي نقش متهم و چند تن از دوستانش در مديريت‌هاي كلان مُتِنَعِّم‌اند. این فرد کسی نیست جز غلامرضا تاج گردون.
 تبارشناسي «تاج گردون»
«تاج گردون» در يكي از شهرهاي جنوبي كشور به دنيا آمد. وفق گزارش يكي از علماي جنوب، پدر او با ساواك همكاري مي‌كرد و در مكاتبات رسمي ساواك نام «بيژن منصوري» را براي خود برگزيده بود تا هويت واقعي خويش را پنهان نگه دارد.بيژن منصوري، در اصل نام واقعي يكي از رابطان «كنسولگري انگليس» در خرمشهر با خوانين محلي جنوب بود و مباشر مخصوص «منصور خان پسر اسدالله خان باشتي» مالك بزرگ باشت از توابع كهکيلويه محسوب مي‌شد. بيژن منصوري، توانست با حمايت كنسولگري انگليس و منصورخان باشتي و نيز پيوستن به حزب رستاخيز، موقعيتي در جنوب كسب كند و همراه با منصورخان به زمين خواري و ظلم و ستم بر مردم منطقه زندگي مرفهي براي خود بسازد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، منصورخان باشتي بازداشت و از سوي حضرت آيت الله جنتي حاكم شرع خوزستان به اعدام محكوم شد و بيژن منصوري نيز موقعيت پيشين خود را از دست داد.پدر «تاج گردون»، كه از نام بيژن منصوري به عنوان مأمور ساواك استفاده مي‌كرد پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با شكايت دهقانان و كشاورزان تحت پيگرد قرار گرفت. اما استفاده وي از نام مستعار «بيژن منصوري» موجب گرديد سوابق وي تا حدودي پنهان بماند. تا جائي كه حتي سوداي پيوستن به صفوف انقلاب اسلامي را نيز در سر بپروراند. بستگان او نيز به موقعيت‌هاي سياسي و اقتصادي قابل توجهي دست يافتند.
 «تاج گردون» در مسير كارگزاران
«تاج گردون» در حالي كه كمتر از 30 سال داشت، توانست به مديريت يكي از سازمان‌هاي معتبر مالي در استان‌هاي فارس و كهگيلويه و بوير احمد دست يابد. وي در راه پيشرفت، بستگان و دوستاني را نيز به اين سازمان برد و يك باند مديريتي تشكيل داد. اين باند، از طريق ارتباط ناسالم با شركت‌هاي پيمانكاري، پشتوانه مالي و اقتصادي خود را نيز تقويت كرد. وي همچنين از طريق پيوند با محمد جهرمي- استاندار وقت فارس- و حسين مرعشي- استاندار وقت كرمان- به ديگر كانون‌هاي قدرت نزديك شد و همزمان با تشكيل حزب كارگزاران در سال 1374، در شمار يكي از مديران هوادار اين حزب دولت ساخته جاي گرفت. با اين حال حساسيت نهادهاي نظارتي، اطلاعاتي و قضائي مسئول، موجب گرديد پرونده‌هائي عليه اعضاي اين باند تشكيل گردد و به اخراج تعدادي از نيروهاي اين سازمان در شيراز و ياسوج انجامد. اما رايزني‌هاي «تاج گردون» با عناصري چون حسين مرعشي و مهدي هاشمي رفسنجانی موجب گرديد تمام ابعاد تخلفات اين باند، آشكار نگردد.
 تغيير مسير «تاج گردون»
در آستانه انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري، «تاج گردون»، خود را به محمد خاتمي متمايل نشان داد. با تشكيل حزب مشاركت به اين حزب پيوست و به چهره اصلي اين حزب در كهکيلويه و بويراحمد بدل شد. 
در انتخابات مجلس ششم، «ب.ت» پسر عموي «تاج گردون»، در پناه تقلب‌هاي انتخاباتي مصطفي تاجزاده - عضو سازمان مجاهدين و حزب مشاركت و رئيس ستاد انتخابات كشور- اميدوار بود همانند دوره‌هاي اول و سوم، به مجلس راه يابد اما حجم گسترده تخلف، موجب شد شوراي نگهبان انتخابات اين حوزه انتخابيه را ابطال كند. هواداران وي با حضور در خيابان‌ها و فتنه‌انگيزي كوشيدند نظر خود را به عنوان رأي مردم جا بزنند ولي توفيقي نيافتند. «بهزاد نبوي» عضو سازمان مجاهدين، در حمايت از آراي متقلبانه دوستانش، مدعي شد: «بعضي از صندوقهاي رأي باطل مي‌شود تا نامزدهاي جناح راست به مجلس ششم وارد شوند. با ابطال انتخابات در حوزه‌هاي انتخابيه بندرعباس، ميناب و گچساران عملاً پنج نماينده منتخب مردم از حضور در مجلس ششم شوراي اسلامي بازماندند. آنها از نمايندگان جبهه دوم خرداد يا گروههاي وابسته به اين جبهه بوده اند...» (روزنامه فتح.22 اسفند 1378)
 معاونت در اداره تحصن 
«تاج گردون»، پس از اندكي راهي تهران شد و معاونت امور «اقتصادي، استانها و پارلماني» يك سازمان برنامه‌اي را عهده‌دار شد و عملاً در شمار پشتيبانان مالي جريان مدعي اصلاحات قرار گرفت. در پايان مجلس ششم، زماني كه مدعيان اصلاحات با تحصن، در پي گروكشي در برابر شوراي نگهبان و تائيد صلاحيت فراقانوني خود بودند، بهزاد نبوي صريحاً از انقلاب مخملي سخن مي‌گفت و تهديد مي‌كرد: «انتخابات مجلس هفتم گرجستانيزه مي‌شود.» براي افزايش توان گردن‌كشي در برابر قانون، جمعي از نمايندگان مجلس، استعفا دادند. سپس دولت رسماً به دخالت در روند برگزاري انتخابات روي آورد. 12 عضو هيات دولت، و حدود 100 معاون وزير و مدير عالي دولت خاتمي و گروهي از استانداران استعفا دادند. موسوي لاري در مقام وزارت كشور و مسئول عالي اجراي انتخابات نيز تهديد مي‌كرد كه انتخابات را برگزار نمي‌كند! در مجلس، محور تحصن و استعفا، بهزاد نبوي بود و در دولت، «تاج گردون»، از عناصر اصلي هماهنگ كننده استعفاها بود. نام وي نيز در فهرست مديران مستعفي سازمان متبوعش قرار داشت. 
 اقتصاد در پشت پرده
با استقرار دولت‌ نهم، حضور رسمي «تاج گردون» در مديريت كلان، پايان يافت و تنها در قالب حزب منحله مشاركت و بنياد باران فعاليت سياسي خود را ادامه داد. با اين حال، بسياري از ياران او مسئوليت‌هاي پيشين خود را حفظ كردند يا حتي بركشيده شدند و مسئوليت‌هاي مهم‌تري يافتند. با نگاهي به فهرست مديران اقتصادي دولت در سالهاي اخير مي‌توانيم بسياري از دوستان و ياران وي را شناسائي كنيم. «محمد جهرمي»، گرچه از مريدان او نبود اما از دوستان «تاج گردون» بود كه از مديريت در استانداري فارس با وي سابقه همكاري داشت. جهرمي در دولت نهم به وزارت كار رسيد و در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري سوداي داوطلبي داشت. وي در دولت دهم به رياست بانك صادرات رسيد و با افشاي فساد اخير بانكي، به پرده محاق رفت. «سيد شمس الدين حسيني»، وزير اقتصاد كنوني، پيشتر در همان سازماني كه «تاج گردون»، معاون بود، مدير كل بود. «فرشباف ماهريان»، از ياران «تاج گردون» و از مديران سابق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، رئيس كل بيمه و معاون وزير اقتصاد شد. وي در دولت خاتمي، ریيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان تهران و از نيروهاي «تاج گردون» بود. «كوروش پرويزي»، در دولت خاتمي معاون استانداري سمنان بود و به معاونت سازمان نوسازي مدارس در وزارت آموزش و پرورش انتقال يافت. وي كه از ياران صميمي و همولايتي هاي «تاج گردون» است، مورد حمايت اسفنديار مشائي قرار گرفت و مسئوليت‌هائي چون مديريت بانك «توسعه صادرات» و «عضويت در شوراي عالي پول و اعتبار» را عهده دار شد. «سيد قاسم حسيني» كه از همشهريان و دوستان قديمي «تاج گردون»، بود در دولت خاتمي بركشيده شد و مديريت سازمان مديريت و برنامه ريزي چند استان و سپس معاونت امور استانهاي اين سازمان را بر عهده گرفت. وي در دولت احمدي نژاد نيز موقعيت خود را حفظ كرد و «معاونت برنامه‌ريزي» معاون برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور را عهده‌دار شد. وي كه با نزديكان اسفنديار رحيم مشائي نيز مرتبط است، اخيراً با حكم رئيس جمهور به عضويت هيأت امناي صندوق توسعه ملي منصوب شده است. «اكرمي» نیز با «تاج گردون» روابط صميمانه و خانوادگي دارد. وي با حمايت‌هاي «تاج گردون» در دولت خاتمي به معاونت اداري، مالي و پشتيباني سازمان مديريت و برنامه ريزي رسيد. او هم‌اكنون معاون وزير اقتصاد و رئيس خزانه داري كل كشور است. «حميد پورمحمدي» كه از دوستان و همشهريان «تاج گردون» است، در دولت خاتمي به سمت معاون استانداري دست يافت ولي با پايان دولت خاتمي، موقعيت خود را ارتقاء داد و با حمايت ويژه نزديكان اسفنديار رحيم مشائي معاون بانك و بيمه وزارت اقتصاد شد و سپس قائم مقام بانك مركزي گرديد. محسني اژه‌اي دادستان كل كشور وي را از متهمان اصلي فساد بانكي اخير معرفي كرده است.«محمود رضا خاوري» از دوستان «تاج گردون» و شيخ مهدي كروبي بود و با اينكه تحصيلات حقوقي داشت، به مديريت‌هاي كلان بانكي و مديريت بانک‌های «صنعت و معدن» و «سپه» دست يافت. در دولت احمدي‌نژاد با حمايت نزديكان اسفنديار رحيم مشائي مدير عامل بانک ملی شد. پس از افشاي فساد بانكي سه هزار ميليارد توماني، با كانادا رفت و هنوز بازنگشته است. «سيد كامل تقوي‌نژاد» هم از دوستان قديمي و همشهريان «تاج گردون» بود كه در دولت خاتمي به معاونت در وزرات اقتصاد و نيز وزارت تعاون بركشيده شد. وي هم‌اكنون همراه با «تاج گردون»، مسئوليت برگزاري جلسات محفلي اقتصادي با ديگر دوستان را برعهده دارد. در اين جلسات محفلي و گاه خانوادگي، مباحث كلان مالي و اقتصادي كشور مورد بحث و تبادل نظر قرار مي‌گيرد. گرچه «تاج گردون» خود مسئوليت برجسته‌اي ندارد اما سعي دارد از طريق همين جلسه محفلي، سهم خويش را در اعمال مديريت بر اقتصاد كشور پايدار نگه دارد. در حالي كه قوه قضائيه خود را براي تشكيل دادگاه فساد سه هزار ميليارد توماني بانكي آماده مي‌كند، اميد مي‌رود با بررسي حلقه ارتباطات ياران «تاج گردون»، نقش اين حلقه در فساد بانكي فوق را مورد بررسي قرار دهد. گرچه در بررسي‌هاي اوليه اين پرونده تا كنون نقش پورمحمدي، جهرمي و خاوري تا حدودي مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است اما، بعيد نيست حلقه ياران «تاج گردون»، با فرار به جلو اقتدار خود را در عرصه اقتصاد و مديريت پايدار نگه دارند. 
 آرزوي بازگشت به قدرت
«تاج گردون» نيز در انتخابات مجلس هشتم نيز داوطلب شد و به رغم بسياري از مستعفيان انتخابات مجلس هفتم، توانست خود را در صف تأیيد صلاحيت شدگان جا بزند اما اين بار، مردم دست رد به سينه او زدند و مانع از ورود وي به خانه ملت شدند. بررسي رفتار «تاج گردون»، و حلقه يارانش نشان مي‌دهد آنها همواره كوشيده‌اند در قالب پيوستن به ديگر كانون‌هاي قدرت و ثروت موقعيت خود را در كشور حفظ و استحكام بخشند. در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، اعوان و انصار وي با روش «تفرقه بينداز و حكومت كن» مي‌كوشند رقباي وي را تضعيف كنند تا راه ورود وي به خانه ملت باز شود. حلقه ياران «تاج گردون»، زماني با احزاب دولت ساخته كارگزاران و حزب مشاركت همراه شدند و حتي در تحصن مجلس ششم و فتنه 88 صف خود را از آنها جدا نساختند، چه بسا همچنان بخواهند با رفتن بخشي از ياران قديمي خود به زير تيغ قضا، قدر و منزلت خود را در قدرت حفظ كنند. از جمله «تاج گردون»، سعي دارد از طريق همسوئي با اصولگرايان ساكت در فتنه و رايزني با باهنر و لاريجاني، راه مجلس را درپيش گيرد. اين در حالي است كه آنها در همراهي با حلقه اسفنديار رحيم مشائي نيز بهره‌هاي فراواني برده و موقعيت خود را در مديريت حفظ كرده‌اند. او هم‌اكنون مي‌كوشد به عنوان يكي از به اصطلاح مهره‌هاي سفيد، بدون آنكه حساب خود را با فتنه گران و استعفا دهندگان در جريان تحصن مجلس ششم، صاف كرده باشد، راهي خانه ملت گردد

منبع :9 دی

http://9day.ir/Volume/40/3/%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D9%87%D9%84%D9%85/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA#1530/ضلع پنهان کلوپ‌ « زر و زور» خود را مهره سفيد جا مي‌زند


نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ساعت 17:12 | لينک ثابت |

آقا سید چرا خودتو ناراحت می کنی ما که هستیم

نماینده گچساران در مجلس شورای اسلامی ضمن بیان اینکه موتلفه با جریان فتنه هماهنگ شده گفت :موتلفه ها و گروه فتنه در گچساران و باشت با همهماهنگ شدند . در پی اولین شکست سید قدرت اله حسینی در هیتهای اجرایی گچساران و باشت ایشان ضمن حمله به مسئولین شورای نگهبان گچساران وباشت توهین های نموده که قانونا باید جوابگو انها باشد.
وی گفت: آقایان شکوهی و سید یعقوب حسینی روسای هیات های نظارت در شهرستان های باشت و گچساران ۱۰۰ درصد مخالف بنده هستند که از سوی استان هم حمایت می شوند .
نماینده باشت و گچساران در مجلس هشتم ادامه داد : پیوند فتنه ، اصلاح طلب ها و موتلفه ای ها در باشت و گچساران با هم هماهنگ شده اند و از اعضای هیات اجرایی در گچساران هیچ نیرویی از طرفداران نماینده را انتخاب نکرده اند .
حسینی گفت : در هیات اجرایی شهرستان گچساران سه نفر حامی تاجگردون ، سه نفر حامی جعفری و دو نفر حامی فولادی است و اجازه حضور هیچکدام از طرفداران نماینده فعلی را در این هیات نداده اند .
وی با بیان اینکه در هیات اجرایی شهرستان باشت هم ۶ نفر مخالف و ۲ نفر موافق من هستند ادامه داد : با توجه به حضور آقایان شکوهی و سید یعقوب حسینی در هیات های نظارت باشت و گچساران قطعا نیروی در هیات های نظارت هم به ما نمی دهند.
ایشان همچنین گفتند:هدف آنها از چنین پیوندی زمین زدن نماینده فعلی گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی است در حالی که آنها نمی دانند من اصلا قصد حضور در صحنه انتخابات مجلس نهم را نداشته ام


نوشته شده توسط ناشناس در شنبه دهم دی 1390 ساعت 12:36 | لينک ثابت |

سید عزیز خوش آمدی

در بخش اول تحلیلی که از رفتار مقتدرانه سیدقدرت و هوادارانش ارائه شد به بخش هائی از سخنان سیدقدرت و واکنش های هوادارانش پرداختیم.
در تحلیل پیش رو می خواهم به حادثه ای مهم در این روز اشاره ای داشته باشم که احتمالا به طور مستقیم تا روزهای آینده موضوع بحث سیاسیون خواهد بود و به پدیده ای کشدار در عرصه رسانه ای تبدیل خواهد شد.
دیدار دکتر ستار هدایتخواه و حاج محمد موحد با سیدقدرت حسینی در منزل یکی از هواداران سیدقدرت اگرچه می توانست به یک تصادف کاملا ساده تعبیر گردد ولی ورود رسانه ها و جدی نبودن این سه نفر در مخفی نگه داشتن آن می تواند در درون خود پیام های مهمی در بر داشته باشد.
تحلیل دقیق این موضوع کمی زود به نظر می رسد و هنوز هیچ یک از این سه نفر توضیحی در این مورد نداده اند و هواداران بزرگواری گرچه بی تفاوت نشان می دهند ولی موضعگیری خود را منوط به بررسی موضوع نموده اند و احتمالا در روزهای آینده بزرگواری از یارانش در مجمع نمایندگان درمورد این حادثه توضیح خواهد خواست.
هر چه باشد تا زمان روشن شدن موضوع این به دستاویزی رسانه ای و سیاسی برای سیدقدرت تبدیل خواهد شد و در روزی که سیدقدرت با قدرت نمائی خود و هوادارانش ثبت نام نمود، این دومین پوینت قدرتمند برای سیدقدرت محسوب خواهد شد.
اگرچه برخی این همزمانی را اتفاقی ساده تفسیر کرده و آن را در خواهش برادران قبادی از موحد که مهمان آنها بوده است تفسیر کرده اند و آن را در حد یک دید و بازدید سیاسی بزرگ نمی کنند و شاید این تحلیل کمی هم صحیح باشد و چندان مصمم نبودن ستار هدایتخواه و تصادف او با موحد در لحظه رفتن نشانه هایی از عدم برنامه ریزی شدن این موضوع حداقل از سوی هدایتخواه می باشد و شاید رسانه ها بیش از سیاسیون به توسعه تحلیل ها در این مورد دامن می زنند.
امام آنچه در نگاه پرشور هواداران سیدقدرت نمایان بود خوشحالی آنها از این اتفاق حتی در حد یک حادثه می باشد. آنها اگرچه ورود سید زیرک شان به عرصه مبارزه را با همه وجود جشن گرفته اند ولی این نشست برآورنده نیاز آنها به حمایت های رسمی از سیدقدرت در میان دوستدارانش تلقی خواهد شد.
سیدقدرت که با زیرکی هفته اول انتخابات را مدیدیت کرده بود امیدوار است 9 هفته آینده را نیز همین گونه به پایان برساند، امری که با توجه به موضع گیری های احتمالی مخالفینش مخالفینش کمی سخت ولی شدنی به نظر خواهد رسید.هر چه باشد نشست مشترک این سه نفر با پیام های تبریک شان به سیدقدرت به پایان رسید ولی آنچه جامعه از این نشست دریافت کرده در نهایت به سه پرسش و پاسخ اساسی و تعیین کننده ختم می شود که آنها را بررسی می کنیم؛
نحوه انجام این نشست در اولین نظر امری غیراخلاقی از سوی هواداران بزرگواری و مخالفین سیدقدرت تلقی شده و اگر بخواهیم با بزرگواری همزادپنداری نمائیم بایستی این را در بدترین شکل ممکن بی توجهی دوستان بزرگواری به رعایت قواعد اخلاقی بنامیم و حالا بزرگواری احتمالا احساس می کند از همان جائی که سیدقدرت در انتخاب هیات اجرائی ضربه خورد او نیز در این موضوع تنها مانده است و این روزها می بینیم که مردان قدرتمند به چه راحتی تنها می مانند ولی هواداران سیدقدرت و تا حدودی سیدقدرت واکنشی  عادی خواهند داشت و این موضوع را در کوتاه مدت بسیار عادی و بدون برنامه ریزی معرفی خواهند نمود ولی در جامعه به دنبال ترویج چیز دیگری می باشند و هر چه باشد در همین یک روز تاثیر شگرف این واقعه را روی هوراداران مردد سیدقدرت می بینیم و او با مشاورین قوی می تواند این موضوع را تا روز انتخابات حفظ کند.
حالا هدایتخواه احتمالا بیش از آن دو باید پاسخگوی عملکردش باشد. او احتمالا در روزهای آینده نگاهی توجیه گرانه و اخلاقی به این موضوع انداخته و در تماس با بزرگواری به او توضیحات لازم را خواهد داد، چیزی که شاید سیدقدرت از آن عاجز باشد و معلوم نیست تعامل هواداران سیدقدرت در چرام با بزرگواری در دو ماه مانده به انتخابات چه وضعی پیدا کند و شاید آنها با چرخش به سوی محمد موحد این پیام را از جلسه دیروز دریافت کرده باشند.
موحد اما گرچه سعی کرد نشست دیروز را بی ارتباط با پس گرفتن امضایش از روی نامه رئیس جمهور بداند ولی در این راه موفق نشان نداده است و او احتمالا در این روزها تلاش بیشتری برای نزدیکی به طیف دولت و جبهه پایداری خواهد برداشت، و او خود می داند که فضای سیاسی دهدشت تغییرات جدی در این سال ها به خود دیده و گرچه او دارای بار روانی وی به نظر می رسد ولی شواهد و قرائن چندان نیز مطابق امیال او به نظر نمی رسد و با گشتی در دهدشت و تحقیق میدانی در این حوزه می شود فهمید که موحد در راه پیروزی باید تلاش سنگینی از لحاظ رسانه ای و تبلیغاتی برای پیروزی داشته باشد و مشخص نیست او بتواند بیش از دوره های قبل موفقیت کسب نامیدو میزان این کاهش رای او بستگی به رفتار بزرگواری در هفته های مانده به انتخابات خواهد داشت.
بزرگواری ولی حالا شاید با رفتار هیجانی در روزهای آینده کمی فضا را به نفع خود تغییر دهد ولی تداوم این موضوع با توجه به عملکرد مشاورین بزرگواری کمی سخت و تا حدودی نشدنی به نظر می رسد.
موحد با توجه به این واقعه احتمالا به تنها کاندیدای استان بدل خواهد شد که از حمایت توام هواداران مصباح و مهدوی کنی برخوردار خواهد شد و در هفته های آینده مشخص خواهد شد آثار این اتفاق برای موحد چه بوده است و آیا او می تواند جایگزین بزرگواری عضو رسمی تشکیلات در جبهه پایداری باشد؟
به هر روی بزرگواری با ضعف رسانه ای و تبلیغاتی مشاورینش بعید است بتواند این موضوع را به نفع خود تمام نماید.
سید قدرت حالا زکاوت توانسته است صفحه اول جرائد و خبر اول سایت ها باشد. او حالا کمی از استرس هایش کم کرده و این در نحوه گفتارش با برادران و گفت و گو با همسر و فرزندانش و اطمینان دادن به انها کاملا هویداست و سیدقدرت حالا با آرام کردن یاران و نزدیکانش حالا منتظر اتفاقات جدید می باشد و احتمالا تاجگردون اولین موضعگیری را داشته باشد  و جعفری مطمئنا بعد از شفاف شدن موضوع پاسخ می دهد.
هر چه هست او آمده تا پیروز این انتخابات باشد و اگرچه بی میل به ورود بوده ولی حالا چاره ای جز پیروزی ندارد. او حالا آمده تا به هواداران پرشور خود نسبت به پیروزی اطمینان دهد ولی این را هم می داند در همین هواداران پرشور کسانی هستند که مردد به قضایا می نگرند و به عملکرد او در گماردن مدیران انتفادات جدی دارند و این در رفتار یک هوادار پرشورش در فلکه فرودگاه کاملا هویدا بود، آن فرد گرچه منتقد مدیران سیدقدرت بود ولی دیشب تا پاسی از شب بیدار بود و به پیروزی سید محبوبش در روز 13 اسفند فکر میکرد.


نوشته شده توسط ناشناس در شنبه دهم دی 1390 ساعت 12:32 | لينک ثابت |

تبریک کاندیدای استان به سید قدرت الله حسینی

پس از ثبت نام نماینده فعلی شهرستانهای باشت و گچساران در انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی دو نماینده فعلی مجلس جهت خوش آمدگویی به وی به شهرستان گچساران آمدند.

به گزارش"عصردنا" از گچساران پس از ثبت نام "سید قدرت الله حسینی بحرینی" نماینده فعلی حوزه بویراحمد و دنا و نماینده فعلی شهرستان بهبهان استان خوزستان برای خوش آمد گویی به ایشان به گچساران سفر کردند.

"حجه الاسلام و المسلمین حاجی محمد موحد" نماینده پنج دوره گذشته مجلس شورای اسلامی و "دکتر ستار هدایت خواه" نماینده دو دوره حوزه بویراحمد و دنا ساعتی پس از ثبت نام حسینی بحرینی وارد گچساران شده و در یک نشست به ایشان خیر مقدم گفتند.
نوشته شده توسط ناشناس در جمعه نهم دی 1390 ساعت 19:5 | لينک ثابت |

وحدت و همدلی باز هم در باوی خوش درخشید

پس از انتشار خبر انصراف قطعی نماینده گچساران از حضور در انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی در این پایگاه اطلاع رسانی حامیان این نماینده اصولگرا به شدت از خود واکنش نشان داده و از این موضع حسینی بحرینی آشفته شدند.

به گزارش "عصردنا" از گچساران عصر امروز چهارشنبه هفتم دیماه 90 حدود 500 نفر از حامیان "سید قدرت الله حسینی بحرینی" برای منصرف کردن وی از تصمیمی که گرفته است گرد هم آمدند.

به گفته یکی از سیاسیون و نزدیکان به حسینی بحرینی که در جلسه حاضر بود؛ از همه اقشار جامعه برای برگرداندن حسینی بحرینی در جلسه حاضر بودند.

"جهانشیرنجفی"درگفت و شنود با" عصردنا" گفت:از سران تمام طوایف و قبایل و جریانات سیاسی شهرستان در این جلسه حضور داشتند که حاضرین در جلسه برای برگرداندن سید قدرت هم قسم شدند.

وی افزود: از سوی حاضرین در جلسه فشارهای زیادی به نماینده گچساران وارد شد و به ایشان پیام دادند تصمیم انصراف شما از انتخابات درست نبوده چرا که شما نماینده بخش عظیم مردم هستید و باید به تصمیم حامیان خود برای شرکت درانتخابت احترام بگذارید.

نجفی گفت: پیام نهایی این گردهمایی این بود که سید قدرت با قدرت در روز جمعه ثبت نام خواهد کرد.

این گزارش می افزاید جمع کثیری از دوستداران حسینی بحرینی و همچنین روحانیون حامی ایشان که در شیراز اقامت دارند در راه تهران هستند تا حسینی بحرینی را از تصمیم خود منصرف کرده و وی را راضی کنند تا در انتخابات مجلس نهم ثبت نام کند.
نوشته شده توسط ناشناس در جمعه نهم دی 1390 ساعت 19:3 | لينک ثابت |

آقا سید خیالت راحت باشه

با عرض سلام خدمت همه طرفداران آقا سید عزیز امیدوارم هر جا که هستین مثل همیشه سربلند و پیروز باشین خیلی دوست دارم به روز انتخابات برسیم و نتیجه رو ببینیم بازم میگم آقا سید راحت باش 


نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 17:34 | لينک ثابت |

اسامی معتمدین فرمانداری

؟؟؟خیلی جالبه همه دعوا ها بر سره ایناست فقط درست بخونین و قضاوت کنین؟؟؟

اسامی معتمدین معرفی شده توسط فرماندار گچساران به شرح زیر می باشد:

1-محمدشریف خواجه زاده

2-آقای درودگر نژاد

3-رحیم سلیمانی

4-علی طلایی

5-غلامرضا هاشمی

6-اسدالله نبی زاده

7-سلیمان اخلاصی

8-علیرضا پناهپوری

9-افضل حیدری

10-شاهپور محمدی

11-سیف الله کریمی

12-داریوش فولادی

13-سرخاب محمدی

14-علیرضا کرمی ارخلو

15-سید نادر حسینی

16-اسکندر رحمانی

17-کرامت صالحی

18-اسفندیار محمدی

19-افضلی رئیس فنی و حرفه ای گچساران

20-علی مرادی رئیس جهاد کشاورزی گچساران

21-الله کس نجیبی رئیس اوقاف و امور خیریه گچساران

22-آقای فروزان

23-سهراب سعادت

24-حمدالله حسینی

25-آقای آریایی رئیس سابق ثبت احوال گچساران

26-شکرالله ایمانی فر رئیس امور آب منطقه ای گچساران

27-نشاطی رئیس سازمان صنایع و معادن گچساران

28-غلامرضا شکوهی

29-فریدون کرمی رئیس اداره مخابرات گچساران

30-حبیب زارع


نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه ششم دی 1390 ساعت 17:30 | لينک ثابت |